شناسایی ۳۰۰ نوع بیماری نادر در ایران/نقش ازدواج های فامیلی

حمیدرضا ادراکی، در گفتگو با خبرنگار مهر، در ارتباط با تعریف بیماری نادر، اظهار داشت: بیماری نادر به بیماری گفته می‌شود که شیوع آن از هر ۱۰ هزار نفر، دو فرد مبتلا باشد.

وی با اشاره به این مطلب که تاکنون ۸ هزار نوع بیماری نادر در دنیا شناخته شده است، ادامه داد: در کشور ما تاکنون در حدود ۳۰۰ نوع بیماری نادر تشخیص داده شده است و برنامه‌های غربالگری ما نیز بر اساس همین ۳۰۰ نوع بیماری نادر برنامه ریزی شده است.

ادراکی، از اختلالات ژنتیکی به عنوان مهم‌ترین علت بروز بیماری‌های نادر نام برد و افزود: در ایران، ازدواج‌های فامیلی، یکی از مهم‌ترین علل بروز بیماری‌های نادر تلقی می‌شود.

مدیرعامل بنیاد بیماری‌های نادر ایران، گفت: با راه اندازی سامانه «سبنا» که سامانه‌ای برای ثبت بیماران نادر در کشور است، تاکنون توانسته‌ایم ۳۰۰۰ بیمار نادر را غربالگری و تشخیص دهیم.

ادراکی، به ام آر آی جنین در ۴ ماهگی به عنوان یکی دیگر از مراحل غربالگری تشخیص بیماری‌های نادر اشاره کرد و افزود: یکی دیگر از راه‌های تشخیص، بعد از تولد بچه است که غربالگری انجام می‌شود.

وی به اطلس بیماری‌های نادر ایران اشاره کرد و گفت: این اطلس به عنوان رفرنس پزشکی تدریس می‌شود. زیرا، پزشکان متخصص ژنتیک بعد از تولد بچه، با استفاده از این کتاب بهتر می‌توانند با روش‌های تشخیصی این ۳۰۰ نوع بیماری نادر در کشور آشنا شوند.

ادراکی همچنین به انجام غربالگری بیماران نادر در بدو ورود به دبستان اشاره کرد و افزود: با تفاهم نامه‌ای که با وزارت آموزش و پرورش امضا کرده ایم، مربیان بهداشت مدارس برای تشخیص بیماری‌های نادر در بین دانش آموزان کلاس اولی، آموزش می‌بینند.

ادراکی در ادامه به روش‌های غربالگری تشخیص بیماری‌های نادر در کشور اشاره کرد و افزود: غربالگری خانم‌های باردار، یکی از برنامه‌های کشوری برای تشخیص بیماری‌های نادر است.

وی توضیح داد: خانم‌های باردار بعد از انجام تست‌های ژنتیکی، چنانچه مشکوک به یک نوع بیماری نادر بودند، برای آنها کارهای غربالگری تخصصی انجام می‌شود.

 

 

استفاده ابزاری از زنان با طعم شکلات تلخ

دو روز پیش یک تیزر تبلیغاتی برای معرفی یک برند شکلات در سرویس اشتراک ویدئو «آپارات» منتشر شد. تیزری که محتوای آن را می‌توان کاملاً خارج و مخالف با عرف و موازین شرعی دانست. تصاویر و صحنه‌های این ویدئو یک دقیقه‌ای که یکی از بازیگران کشور در آن ایفای نقش کرده، به نحوی است که توجه هیچ بیننده‌ای به تبلیغ شکلات جلب نشده و تنها جلوه‌های بصری بازیگر به چشم می‌آید.

حضور و ایفای نقش زنان در تیزرهای تبلیغاتی امری عادی و رایج بوده و همواره در بسیاری از آگهی‌های تلویزیون نیز شاهد آن بوده‌ایم. اما تبلیغات مدنظر اخیر تفاوت فاحشی با دیگر موارد دارد. تمامی ۶۰ ثانیه این تیزر استفاده ابزاری و به ویژه استفاده جنسی از «زن» را فریاد می‌زند. به نظر می‌رسد در این آگهی به جای نمایش برند شکلات، تلاش شده تا جاذبه‌های فیزیکی زنان با رنگ و بوی تبدیل زن به ابزاری جنسی برای جلب توجه، نمایش داده شود.

نمایشی که علاوه بر محتوای توهین‌آمیز به جایگاه زنان خلاف شرع، عرف و قانون رسمی کشور است. قوانین و مقررات تبلیغاتی کشور حدود و موازین هرگونه مطلب تبلیغاتی را تعیین و مدیر مسئولان یا مجریان سایت‌ها و رسانه‌های نشر دهنده آگهی‌ها را موظف به رعایت این قوانین کرده است. این قوانین که شامل مواد قانون اساسی محسوب می‌شوند جزو وظایف و مواد تحت نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند.

دادستانی نسبت به انتشار تیزر تبلیغاتی در آپارات اعلام جرم کند

سهراب سلیم زاده وکیل پایه یک دادگستری در گفتگو با مهر با توضیح درباره قوانین و مقررات تبلیغاتی کشور گفت: بر اساس ماده ۱۲ قوانین تبلیغاتی کشور، «سازمان های تبلیغاتی و مؤسسات انتشار دهنده آگهی در تنظیم آگهی‌های تبلیغاتی خود مکلف به رعایت نکات ذکر شده در بندها و مصوبه‌های این ماده هستند.»

وی ادامه داد: بر اساس بند «الف» این ماده، آگهی‌های تبلیغاتی باید با موازین شرعی و قانونی کشور منطبق باشند. بند «ث» نیز مقرر می‌دارد، آگهی تبلیغاتی نباید محتوی گفتار یا تصاویری باشد که برای اخلاق و معتقدات مذهبی و عفت عمومی توهین‌آمیز باشد. بر اساس بند «خ» نیز، تبلیغاتی که مروج فساد یا مخالف ادیان رسمی و بر خلاف عفت عمومی باشد، ممنوع است.

سلیم زاده با اشاره بر مواد قانون مجازات اسلامی در خصوص انتشار مطالب منافی با اخلاق عمومی تصریح کرد: بر اساس مواد قانونی مطرح شده در فصل جرایم ضد عفت عمومی و مطالب منافی با اخلاق عمومی و همچنین مواد موجود در فصل چهارم قانون جرایم رایانه‌ای، در صورت انطباق این مواد با آگهی اخیر منتشر شده، انتشار این مطلب تخلف بوده و تولیدکنندگان آن باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرند.

این وکیل دادگستری اظهار داشت: طبق قانون مجازات اسلامی هر فردی رفتار خلاف شرع انجام دهد و موجب اشاعه فحشاء و بی بند و باری در جامعه شود، طبق قانون رفتار وی جرم بوده و مجرم خواهد بود.

وی با اشاره بر تیزر تبلیغاتی اخیری که در شبکه آپارات پخش شد نیز توضیح داد: بر اساس شواهد و قرائن، در صورتی که این ویدئو خلاف اخلاق و عفت عمومی باشد، دادستانی کشور باید نسبت به آن اعلام جرم کرده و بر اساس قوانین و مقررات تبلیغاتی کشور و قانون مجازات اسلامی تهیه و منتشر کنندگان این مطلب مجازات شوند.

لزوم برخورد وزارت فرهنگ و ارشاد با منتشر کنندگان مطالب منافی عفت عمومی

با توجه به اینکه نظارت بر اجرای قوانین و مقررات تبلیغاتی کشور از وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، جای آن است تا این نهاد متولی به منظور مقابله با انتشار مطالب منافی با منافع عمومی و مواردی که موجب هتک حرمت موازین عرفی و شرعی می‌شوند، به موضوع مذکور ورود کند.

ورود و اقدام بازدارنده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای برخورد با تهیه و منتشرکنندگان این گونه مطالب به منظور جلوگیری از انتشار آنها و ممانعت از نقض شدن موازین عمومی و قوانین کشور امری لازم و بدیهی است. به علاوه برخورد قانونی و حذف ویدئو مذکور از صفحات مجازی ابتدایی‌ترین اقدامی است که انتظار می‌رود وزارت ارشاد نسبت به آن اقدام کند.

 

انتهای پیام/ مهر

فمینیسم وسلب آرزوی مادری

 فمینیسم یکی از گفتمان‌های نوظهور در فضای فرهنگی غرب مدرن است که برابری زن و مرد در تمام شئون و عرصه‌های فردی و اجتماعی و خانوادگی را مطالبه نموده(Barrett & Philips: ۱۹۹۲ , Cahoone: ۲۰۰۳) و در پی جنسیت‌زدایی از تقسیم کار در خانواده و اجتماع است (Friedan, ۱۹۶۳:۷۵ & De Beauvoir, ۱۹۷۵:۱۲ & Millett, ۱۹۷۰:۸۹). در رویکردهای فمینیستی، خانواده به مثابه ساختاری ستم‌آلود است که باید براساس الگوهای فراجنسیتی، دگرگون شود(Engels, ۱۹۷۲:۱۳۵ & Beechey, ۱۹۷۹ & Steinem, ۱۹۷۰ & Levin, ۱۹۷۸ & Firestone, ۱۹۷۴ & & Barrett, ۱۹۶۷). این جریان نوخاسته در مغرب زمین به مدد اقتدار سیاسی و اقتصادی غرب کم‌کم به بسیاری از کشورها راه یافت و حرکت‌های اصیل و بومی زنان در سراسر جهان را نیز متأثر از خود کرد.

با فراگیر شدن و نفوذ ارزش‌ها و هنجارهای زندگی مدرن و نفوذ منویات فمینیستی در میان زنان، سبک زندگی آنان به کلی متحول شده و زیستن به سبک سنتی جای خود را به شیوه‌ی زیست مدرن و منطبق با ادبیات توسعه داد. زنان در عمل توانستند آنچه را در آرمان توسعه ‌یافتگی برای خود در نظر می گرفتند، محقق ‌شده ببینند. حق مالکیت، امکان اشتغال و دریافت حقوق و حضور در جامعه در کنار مردان، رفع محدودیت‌های ایجاد شده توسط مرد خانه تحت عنوان غیرت، خارج شدن از مدیریت مرد در زندگی خانوادگی، امکان تحصیل در شرایط کاملا برابر با مردان، رها شدن از الزامات و اجبارها در روابط زناشویی، رهایی از مشقت‌های متعدد و مختلف کار خانه و به‌ خصوص رهایی از بارداری مکرر و بچه ‌داری مداوم و تبدیل شدن فرزندآوری به یک اقدام تحت مدیریت زن در زمان، موقعیت و کمیت تحت اراده‌ی کامل زن و...

اما این همه ماجرای فمینیسم و ره‌آورد آن برای زنان نیست. امروزه زنان غربی که به مدد جنبش‌های فمینیستی در ظاهر به حقوق و آزادی‌های اجتماعی و سیاسی دست یافته‌اند، زندگی خود را مواجه با تعارضات نقشی متعدد و آسیب‌های فردی و اجتماعی زیادی می‌بینند.

از آنجا که فمینیست‌ها با هرگونه از اشکال وابستگی زنان به مردان مخالف بوده و از ابتدا در جستجوی کسب استقلال زنان برآمدند، در کتاب‌ها و مانیفست‌های خود به شدت به مقولاتی چون ازدواج، حاملگی، مادری، خانه داری و... تاخته و زنان را از نزدیک شدن به آن‌ها بر حذر می‌داشتند

یکی از پیامدهای نحس جنبش دفاع از حقوق زنان در غرب، سلب آرزوی مادری به عنوان یک حق از زنان است. از آنجا که فمینیست‌ها با هرگونه از اشکال وابستگی زنان به مردان مخالف بوده و از ابتدا در جستجوی کسب استقلال زنان برآمدند، در کتاب‌ها و مانیفست‌های خود به شدت به مقولاتی چون ازدواج، حاملگی، مادری، خانه داری و... تاخته و زنان را از نزدیک شدن به آن‌ها بر حذر می‌داشتند.

سیمون دوبووار، یکی از تاثیرگذارترین رهبران جنبش فمینیسم و مؤلف کتاب جنس دوم می‌گوید: «هیچ زنی نباید مجاز باشد تا در خانه بماند و فرزندانش را بزرگ کند. جامعه باید به‌طورکامل متفاوت شود. زنان نباید حق انتخاب داشته باشند دقیقاً به این دلیل که در صورت داشتن حق انتخاب، بسیاری از آن‌ها سرگرم همان کارهای پیشین می‌شوند...» (De Beauvoir, ۱۹۷۵:۱۲). جسی برنارد چهره نام آشنایی از سران فمینیسم است که در کتاب «دنیای زنان» با تقسیم ازدواج به «ازدواج فرهنگی» که برای زنان جنبه آرمانی دارد و «ازدواج نهادی» که در واقعیت وجود دارد، ازدواج از نوع دوم را به نفع مردان و به ضرر زنان می‌دانست و خواستار رهایی زنان از آن بود. وی می‌نویسد: «ازدواج برای مردان خوب و برای زنان بد است و تأثیر نابرابر زناشویی روی دو جنس، زمانی متوقّف خواهد شد که زن و شوهر از قید و بندهای نهادی رایج رهایی یابند و ازدواجی را در پیش گیرند که با نیازها و شخصیتشان بهترین همخوانی را دارد» (Bernard, ۱۹۸۱:۱۲۵).

سیمون دوبوار که تولید مثل را بردگی می‌خواند در این زمینه معتقد است: «به یاری آبستنی مصنوعی، تحوّلی کمال می‌پذیرد که به بشریت اجازه می‌دهد بر کار تولید مثل تسلط یابد. این تغییرها، بخصوص برای زن اهمیت فراوان دارد و زن می‌تواند تعداد آبستنی‌ها را محدود کند. از روی عقل آن‌ها را جزئی از زندگی خود کند، نه اینکه برده آن‌ها باشد» (De Beauvoir, ۱۹۷۵:۱۵۲).

شولامیث فایرستون نیز در طرح خود به نام «دیالکتیک سکس» می‌نویسد: «اولین تقاضاهای نظم اجتماعی فمینیستی آن خواهد بود که به هر وسیله ممکن، زنان را از شر بیولوژی تولیدمثل نجات دهند». (Firestone, ۱۹۷۰:۱۶۷) اکثر نظریه پردازان فمینیسم رادیکال معتقدند زنان حق پایان دادن به بارداری خود و یا سقط جنین را دارند و این امری شخصی و مربوط به خود زن است و نه دولت (مشیرزاده ۲۸۶:۱۳۸۵). بتی فریدان با دفاع از سقط جنین، آن را «حق جوهری غایی زنان» می‌خواند (Friedan, ۱۹۶۳:۱۴). و مری دیلی می‌گوید همه تلاش فمینیست‌ها باید مصروف ایجاد جامعه‌ای شود که در آن مشکل سقط جنین وجود نداشته باشد (Daly, ۱۹۶۸:۴۱).

خانواده‌زدایی فمینیست‌ها در فضای اجتماعی غرب باعث شد که مهدکودک‌ها جایگزین خانواده‌ها شده و «مادران کرایه‌ای» جای مادران واقعی را در میان کودکان بگیرند. سیاست‌های دولت‌های غربی که تنها ملاحظاتی همچون افزایش تولید و اخذ مالیات بیشتر را در معادلات خود فهم می‌کنند، یکی از علل مؤثر گسترش مهدکودک‌ها و جدا کردن فرزندان از دامان مادران است

خانواده‌زدایی فمینیست‌ها در فضای اجتماعی غرب باعث شد که مهدکودک‌ها جایگزین خانواده‌ها شده و «مادران کرایه‌ای» جای مادران واقعی را در میان کودکان بگیرند. سیاست‌های دولت‌های غربی که تنها ملاحظاتی همچون افزایش تولید و اخذ مالیات بیشتر را در معادلات خود فهم می‌کنند، یکی از علل مؤثر گسترش مهدکودک‌ها و جدا کردن فرزندان از دامان مادران است. رئیس حزب سوسیالیستی سوئد در یک اظهار نظر صریح می‌گوید: «انحصار والدین در زمینه سرپرستی کودکان را نمی‌توان فقط از طریق روش‌های غیر مستقیم شکست. دولت باید از راه‌هایی مانند این که کودکان را در مراحلی از رشدشان از پدر و مادر بگیرد، وارد عمل شود (گاردنر،۲۱۹:۱۳۸۷).

این فرایند خانواده زدایی و مهدکودک محوری سرمنشاء بحرانی است که غرب هم اکنون با آن دست به گریبان بوده و آن بحران معنا و بحران هویت است. بشری که از کودکی نه کسی را پدر صدا زده است و نه مادری را در کنار خود دیده است اکنون که غرق در نعمت‌های مادی شده و سرگرم لذت‌ها و زرق و برق دنیا گشته است خلاء بزرگ بی هویتی را بیش از پیش احساس می‌کند. با نگاهی به آمار جرائم ناشی از بحران هویت در میان افراد جوامع غربی این ادعا بیشتر بروز و نمود پیدا می‌کند.

مطالعه‌ای که در آمریکا انجام شد حاکی از هم بستگی قوی میان افزایش مشکلات جوانان و تغییرات خانواده به ویژه اکولوژی تربیت کودکان است. در سوئد نرخ خودکشی بین سال‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۵ برای مردان ۱۵ تا ۲۴ ساله دو برابر شده است (یوسف زاده،۱۰۱:۱۳۸۵). هربرت هندین روانکاو آمریکائی، نرخ بالای خودکشی در سوئد را با بی تفاوتی مادران سوئدی در قبال فرزندانشان مرتبط می‌دانند. مادران سوئدی دوست دارند به جای مراقبت از فرزندانشان به سرکارشان برگردند. آن‌ها در ابراز عاطفه به کودکانشان کوتاهی می‌کنند. انتظاراتشان از فرزندانشان بسیار بالاست، لذا آن‌ها را به استقلال زودرس سوق می‌دهند. کودکان سوئدی باید خیلی زود از مادرانشان جدا شده و روی پای خود بایستند و این امر به نوبه خود به تضادهای روانی و در نهایت به خودکشی ختم می‌شود. (Popenoe, ۱۹۹۶)

در اوایل دهه ۱۹۹۰ در گزارشی ذکر شده است که ۲۵ درصد از جمعیت سوئد نیاز به معالجه روانپزشکی دارند، این گزارش را روانپزشکان نیز تأیید کردند. در سال ۱۹۹۵ از کودکان ۱۱ ساله پرسیده شد: «فکر می‌کنید کسی هست که شما را دوست داشته باشد؟» ۱۱ درصد در پاسخ گفته بودند: هرگز. پاسخی که در هیچ یک از کشورهای بررسی شده دریافت نشده بود. این پاسخ‌ها عمدتاً از سوی کودکان خانواده‌های کوچک بود. بسیاری از کودکان سوئدی خود را نه متعلق به خانوادهایشان، بلکه متعلق به همآلان می‌دانستند. (Dizard & Gadlin, ۱۹۹۶,۴۶)

کودکان و نوجوانان در کشورهای غربی دچار مشکلات و بحران‌هایی هم چون بزهکاری و جرم، افت تحصیلی، سلامت و بهداشت، بحران هویت و معنویت، افسردگی و انزوای اجتماعی، تعارضات شخصیتی و کمبودهای عاطفی و... بوده و این پدیده نیز ارمغان افراط‌گرایی‌ها و تندروی‌های جریان‌های فمینیستی و سیاست‌های نادرست دولت‌های سرمایه داری می‌باشد

همچنین براساس مطالعاتی که در غرب صورت گرفته است کودکان از طلاق والدین آسیب‌های روحی جدی و شدیدی می‌بینند که تا سالیان درازی در خاطرشان باقی مانده و تأثیر آن در زندگی آن‌ها مشهود است و این مساله برای پژوهشگران غیرقابل پیش بینی بود (Wallerstein & Blakeslee, ۱۹۸۹-۱۹۹۶). یک روانپزشک غربی به نام مل رومان معتقد است: «تعداد کسانی که به درمان حرفه‌ای مشکلات عاطفی و رفتاری خود نیاز دارند، در میان کودکانی که با پدر و مادر مطلقه خویش زندگی می‌کنند ۳۵% بیشتر از کودکانی است که با والدین خود زندگی می‌کنند (رین،۶۳:۱۳۸۳).

نویسنده کتاب «جنایت در امریکا» نیز در این زمینه می‌نویسد: «در مراکز اصلاح و تربیت جوانان پلیس فدرال، تقریباً تمامی زندانیان به جرم‌هایی که پیش از ترک تحصیل از دبیرستان مرتکب شده بودند اعتراف کردند. سه چهارم آن‌ها از خانواده‌های فروپاشیده بودند (Clark, ۱۹۷۰:۳۹). صاحب نظر دیگری در زمینه تأثیر فروپاشی خانواده بر بزهکاری فرزندان می‌گوید: «خانواده‌های فرو پاشیده رابطه تنگاتنگی با پراکندگی بزهکاری دارند (Monachesi, ۱۹۶۳:۷۸).

در حال حاضر کودکان و نوجوانان در کشورهای غربی دچار مشکلات و بحران‌هایی هم چون بزهکاری و جرم، افت تحصیلی، سلامت و بهداشت، بحران هویت و معنویت، افسردگی و انزوای اجتماعی، تعارضات شخصیتی و کمبودهای عاطفی و... بوده و این پدیده نیز ارمغان افراط‌گرایی‌ها و تندروی‌های جریان‌های فمینیستی و سیاست‌های نادرست دولت‌های سرمایه داری می‌باشد. اغلب کارشناسان معتقدند برای تربیت کارامد یک کودک، حضور مداوم یک یا دو بزرگ سالی که به کودک عشق ورزیده و او را درک و حمایت کنند و انگیزه کافی و راهنمائی لازم را در کارها به او بدهند اصلی ضروری به شمار می‌رود (ریاحی،۸۹:۱۳۷۵).

منابع:

  • ریاحی، غلامحسین.(۱۳۷۵). رمز و راز دنیای کودکی. تهران: اشراقیه.
  • رین، استوارت.(۱۳۸۳). تاثیر فمینیسم بر فرزندان. ترجمه کتایون رجبی، تهران: معارف
  • گاردنر، ویلیام.(۱۳۸۸). جنگ علیه خانواده. ترجمه محمدی، قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان.
  • مشیرزاده، حمیرا.(۱۳۷۴). از جنبش تا نظریه اجتماعی. تهران: شیرازه.
  • یوسف زاده، حسن.(۱۳۸۵). «پیامدهای فمینیسم در خانواده غربی». کتاب زنان، شماره ۳۲.
  • Barrett, M. & A. Philips (۱۹۹۲). Destabilizing Theory: Contemporary Feminist Debates, London: Polity Press.
  • Beechey (۱۹۷۹), Introducing Women Studies, M.C. Milan Press Limited, London.
  • Barrett, Michelle. (۱۹۸۹). "Women's Oppression Today". Haloton Press.
  • Bernard, Jessie. (۱۹۸۱). "The Good Provider Role: Its Rise and fall." American Psychologist.
  • Cahoone, L. (۲۰۰۳). Form Modernism to Postmodernism: An Anthology Expanded, Second Edition, Wiley-Blackwell Publisher
  • De Beauvoir, Simone, (۱۹۷۵) "Sex, Society and the Female Dilemma: A Dialogue between Simone de Beauvoir and Betty Friedan," Saturday Review.
  • De Beauvoir, Simone. (۱۹۴۹). "The Second Sex". Translated by H.M. Parsley. N.Y: Vintage Book. 
  • Engels, Fredrick, (۱۹۷۲). “The Origin of Family Private Property, and the State”, Pathfinder presses.
  • Firestone, Shulamith, (۱۹۷۰). "The Dialectic of Sex" in: Linda Nicholson (ed.), The Second Wave, New York and London: Rutledge,
  • Friedan, Betty. (۱۹۶۳). "The Feminine Mystique". N.Y: Dell.
  • Graglia, F. Carolyn. (۱۹۹۷). "Domestic Tranquility" London: Rutledge.
  • Michel, Andrea, (۱۹۹۵). “Report ON Marriage”, Enesco, Vol ۲۳۰
  • Millett, Kate. (۱۹۶۹). "Sexual Politics". Garden City, N.Y: Doubleday
  • Oakley, Ann, (۱۹۷۶). Woman's Work: The Housewife, Past and Present, New York: Vintage Books.
  • Stolba, Christine. (۲۰۰۲), "Overcoming Motherhood: Pushing the Limits of Reproductive Choice". Policy Review.
  • Levin, Laura, "Changing in Family Role". Unipress.
  • Steinem, Gloria. (۱۹۷۰). "Women's Right". Presented in Women's Rights Workshop, N.Y.

*دانشجوی دکتری علوم اجتماعی دانشگاه تهران/ابوالفضل اقبالی/مهر

مسئول گروه جهادی حنیفا: اینکه می‌گفتند خانم‌ها از پس این کار بر نمی‌آیند، انگیزه‌ام را بیشتر کرد

حنیفا یک گروه جهادی است که چند دختر جوان آن را تشکیل داده اند و تلاش کرده اند تا ثابت کنند، خواستن توانستن است و انجام کار‌های خیر، زن و مرد نمی‌شناسد. این دختران مدتهاست که آستین همت را بالا زده اند تا به نیازمندان کمک کنند و جالب این است که این گروه تمام کارهایش را از صفر تا صد خودش انجام می‌دهد. خبرنگار فردا با خانم نسترن دانه کار، مسئول گروه جهادی حنیفا به گفتگو نشسته است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

چه شد که تصمیم گرفتید گروه جهادی حنیفا را تشکیل دهید؟

پیش از اینکه فکر تشکیل گروه جهادی حنیفا به ذهن مان برسد، من در گروه‌های جهادی عضو بودم و در اردو‌های آن‌ها شرکت می‌کردم. وقتی که به مناطق محروم مثل کردستان می‌رفتیم، دلم می‌خواست تا به جای اینکه به صورت پراکنده و هر بار به یک منطقه محروم برویم به طور متمرکز یکجایی را کنیم و به مردم محروم آنجا خدمت کنیم. به علاوه اینکه در کنار من که به اردو‌ها می‌رفتم، خانم‌هایی بودند که به اردو‌ها می‌آمدند و وقتی که در این اردو‌ها با هم صحبت کردیم، ایده تشکیل گروه جهادی در تهران به ذهن مان رسید.

اینکه می‌گفتند خانم‌ها از پس این کار بر نمی‌آیند، انگیزه‌ام را بیشتر کرد

البته این را هم بگویم که برخی از آقایان می‌گفتند که خانم‌ها را چه به اردو‌های جهادی؟ و این کار‌ها مردانه است. ما دلمان می‌خواست ثابت کنیم که ما خانم‌ها از صفر تا صد کار‌ها را می‌توانیم انجام دهیم و از پس کارمان بر میاییم. برای همین اراده ام بیشتر شد و تصمیم گرفتیم که در این گروه فقط خانم‌ها بیایند و کار کنند. یک گروهی که مدیریتش خانم باشد و مخصوص خانم‌ها باشد.

اولویت اصلی کارمان هم بچه‌ها هستند

چند سال است که گروه حنیفا فعالیت می‌کند؟

دو سال می‌شود که به صورت جدی فعالیت می‌کنیم. اما از زمانی که کار را شروع کردیم، یعنی بهمن 93، سه سال می‌گذرد. در این مدت تلاش کردیم تا به صورت متمرکز به مناطق محروم تهران برویم. در شمس آباد و خاوران نیز مشغول شدیم؛ و اولویت اصلی کارمان هم بچه‌ها هستند؛ و به مناطقی می‌رویم که بچه‌های کار و محروم در آن ساکن هستند.

در حال حاضر در گروه حنیفا چند خانم فعالیت می‌کنند؟

تعداد خانم‌هایی که ثابت در گروه جهادی حنیفا فعالیت می‌کنند
5 الی 10 نفر است. اما افرادی که در اردو‌ها و به صورت متغیر همراه ما می‌شوند به 50 نفر هم می‌رسد.

یکی چادری است و یکی مانتویی؛ عضویت در گروه جهادی حنیفا محدودیت خاصی ندارد

خانم‌هایی که در گروه هستند از لحاظ تیپ فکری و تیپ ظاهری شبیه به هم هستند؟ و برای انتخاب کسانی که می‌خواهند بیایند قوانین خاصی دارید؟

عضویت در گروه جهادی حنیفا هیچ محدودیت خاصی ندارد، هر خانمی با هر تیپ فکری و با هر تیپ ظاهری می‌تواند در این گروه فعالیت کند. در حال حاضر نیز خانم‌ها از همه قشری در گروه مان هستند، یکی دانشجو است و یکی خبرنگار، یکی چادری است و یکی مانتویی. حتی از لحاظ تیپ فکری و افکار سیاسی با هم بسیار متفاوت هستیم.

از کار‌هایی که در این مدت انجام داده اید برایمان بگویید؟

در حال حاضر در مناطق
15،18 و 19 فعالیت می‌کنیم در این مناطق متمرکز شده ایم. در شروع هم مانند سایر خیریه‌ها که ارزاق به محرومان می‌دهند، کار می‌کردیم، اما به مرور زمان تصمیم گرفتیم که در بحث آموزش و فرهنگ کار کنیم.


اگر توجه کنید می‌بینید که خیریه‌ها می‌خواهند پول و ارزاق به محرومان بدهند و کاملا نسبت به فرهنگ و آموزش محرومان بی توجهند. در صورتی که وقتی به نیازمندان پول و غذا می‌دهید آن‌ها نیازمندتر می‌شوند و برای پیشرفت و نجات از این وضعیت شان تلاشی نمی‌کنند. زیرا که منتظرند پول و غذا برسد و حتی سرکار هم نمی‌روند که پول در بیاورند.


متاسفانه ما وضعیت بد برخی از خانواده‌ها را در این مدت دیده ایم. اینکه مرد خانه می‌نشیند و مواد می‌کشد و برای به دست آوردن پول تلاشی نمی‌کند. آن وقت زن خانه را به همراه بچه اش بر سر جاده می‌فرستد تا پول گدایی کند!


گاهی برخی از خانواده‌های نیازمند به ما دروغ می‌گویند. مثلا لوازمی را که دارند می‌گویند نداریم. یخچال دارند، به دروغ می‌گویند نداریم تا برایشان تهیه کنیم؛ و در این مدت دیدیم که اگر با این روال ادامه دهیم بچه ها، تباه می‌شوند. به آن‌ها غذا نمی‌رسد و لباس بد تنش می‌کنند، که خیری می‌آید آن‌ها را ببیند، دلش بسوزد و کمک کند یا بچه از گشنگی به او هجوم ببرد و درخواست کمک کند. در واقع این خانواده ها، بچه‌ها را ویترین کرده اند تا خودشان سود ببرند؛ بنابراین ما از نظر فرهنگی و آموزشی، کار را شروع کردیم. چیزی هم اگر می‌خریم، لباس فقط برای بچه هاست.

البته کار دیگری که انجام داده این این است که شبه خانه راه انداختیم. یعنی از محل زندگی خودشان یک خانه اجاره کردیم و روز‌هایی هم که من نیستم کلید دست خودشان است و بچه‌ها در آنجا می‌روند و درسشان را می‌خوانند. در این خانه کتابخانه‌ای از کتاب‌های کمک آموزشی گذاشته ام تا بچه‌ها تلاششان برای درس خواندن را بیشتر کنند.

یعنی شما در این سه منطقه که فعالیت می‌کنید مستقر هستید؟ و در هر منطقه یک خانه دارید؟

بله. در هر منطقه یک اتاق داریم و در واقع کلا یک جورایی دفتر کار ما محسوب می‌شود.

بچه‌ها فهمیده اند که گدایی کار درستی نیست

نتیجه فعالیت این دو سال گروه جهادی حنیفا چه بوده است؟

در این مدت تعداد زیادی از بچه‌ها نمی‌آیند که گدایی کنند. بچه‌ها فهمیده اند که این کارشان اشتباه است. برای همین وقتشان را در اتاق‌هایی که حالت کتابخانه دارد می‌گذارند. این بچه‌ها دیگر روی درسشان خیلی حساس شدند و انگیزه درس خواندنشان خیلی زیاد شده است. خیلی منظم شده اند، برنامه ریزی شده سر کلاس می‌روند و می‌آیند، در صورتی که قبلا هر چند وقت یکبار سر کلاس هایشان نمی‌رفتند. حالا دیگر این بچه‌ها به ظاهرشان می‌رسند.

از سوی دیگر برای نوجوانان که کمتر از 18 سال سن دارند، اشتغالزایی کرده ایم. آن‌ها دستبند و کار‌های نمد درست می‌کنند ویک سری از خیرین و مردمی که برای کمک به این‌ها می‌آیند این لوازم را از آن‌ها می‌خرند؛ و این اتفاق خیلی خوبی است، زیرا که خانواده‌ها دیگر کمتر ارزاق می‌گیرند و برای پول‌هایی که به دستشان می‌رسد کار می‌کنند. آن‌ها دیگر به خودشان متکی شده اند و منتظر این نیستند که یکی، چیزی بیاورد.

البته این را هم باید بگویم که به هیچ وجه اجازه نمی‌دهیم که این بچه‌ها حالت کودک کار داشته باشند. در اتاق یک فضایی را درست کردیم، مثل مغازه کسی می‌آید، در را برایش باز می‌کنند و وسایل را نشانش می‌دهند. مردم هم آن‌ها را می‌خرند.
البته خودم هم خیلی از این کار‌ها را در اینستاگرام گذاشته بودم تا بهتر دیده شوند.

مردم چطور این مناطق را پیدا می‌کنند و برای خرید این اجناس می‌آیند؟

یک سری از افراد، خودشان اینجا را شناخته اند و برای کمک می‌آیند. یک سری‌ها هم از طریق اینستاگرام و تلگرام آشنا شده اند و می‌آیند.


مثلا در عید از طریق اینستاگرام گروه جهادی حنیفا، تبلیغ کردیم و یک خانمی آمد و همه دستبند‌های دختر‌ها را خرید و آن‌ها را در غرفه خودشان فروخت.

حتی بچه‌های کوچک هم می‌دانستند که کدام تریاک، جنس بهتری دارد!

قرار است فعالیت‌های گروه جهادی شما به کجا برسد؟

اوایل که به این مناطق آمده بودیم، بحث اعتیاد در شمس آباد واقعا ما را شوکه کرده بود. حتی بچه‌های کوچک هم می‌دانستند که شیشه چطور مصرف می‌شود، می‌دانستند که کدام تریاک جنس بهتری دارد. همگی قلیان را امتحان کرده بودند. یکی از تلاش‌های ما هم همین است که بچه‌ها را از این آسیب‌ها دور کنیم و حداقل نسبت به خطراتی که از این بابت آن‌ها را تهدید می‌کند آگاهشان کنیم.

همچنین موضوع اشتغال زایی برایمان خیلی مهم است. زمین‌هایی وجود دارد که می‌شود در آن همه چیز کاشت، خانواده‌ها کار کنند و پول در بیاورند، بچه‌ها هم با درس خواندن و آموختن حرفه کم کم زندگیشان را از آنجا جدا کنند.

شما چقدر از وقتتان را برای همین فعالیت‌های جهادی می‌گذارید؟

اوایل اواخر هفته برای کار‌های گروه جهادیمان وقت می‌گذاشتم الان کاملا برعکس شده، یعنی آخر هفته برای کار‌های شخصی ام وقت می‌گذارم و در طول هفته مشغول انجام کار‌های گروه هستم.

بودجه‌های مورد نیاز برای فعالیت‌های شما چطور تامین می‌شود؟

تمام بودجه ها، مردمی است. فراخوان می‌زنیم و هر کس هر مبلغی را دوست دارد کمک می‌کند.

بیایید تا آینده این کودکان را نجات دهیم

موضوعی هست که دلتان بخواهد بگویید، اما من نپرسیده باشم؟


اول اینکه خیلی دوست دارم به دختر‌ها بگویم که پای کار بیایند ونترسند، یک سری خانم‌ها دوست داشتند بیایند و کنار ما فعالیت کنند، اما وقتی تلفنی به آن‌ها می‌گوییم کارمان در منطقه محروم است ذهنیت وحشتناکی از این قضیه دارند. میخواهم به همه دختران جوان بگویم که بیایید و کار سختی نیست. بیایید تا آینده این کودکان را نجات دهیم.

این بچه‌ها نیاز به آموزش و توجه دارند. نیازی هم نیست که کسی برای کمک به آن‌ها تخصص خاصی داشته باشد. کافی است که با بچه‌ها بازی کنند و کاردستی درست کردن را که همه مان بلد هستیم به آن‌ها یاد بدهند تا درست کنند. یا مثلا بنشینند و برای این بچه‌ها کتاب بخوانند. همه این کار‌ها به بچه‌ها کمک می‌کند.

منبع:فردا

انتهای پیام/

 

حدیث روز

 

 

 

 آرشیو

معرفی کتاب






"دختر شینا"

 

ادامه مطلب